جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

154

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

پاكى ، امانت و تجربه داشت در هرحال به مرحله عمل و اجرا درمىآورد - آگاه مىسازد . صفاتى كه يكى پس از ديگرى بر پژوهشگران تاريخ حيات اين مرد بزرگ روشن مىگردد ، تا آن‌جا كه قريشىهاى زمان جاهليت نيز آن را درك كرده و درباره او گفتند : « كمتر فقير و بينوايى به سرورى رسيده ، ولى ابوطالب اين مقام را به‌دست آورد » . در اين سخن اشاره آشكارى است بر نظر مردم مكه پيش از اسلام به شرايط سرورى و بزرگى كه معتقد بودند « سرورى » مخصوص ثروتمندان است ! و همچنين اشاره روشنى است بر عظمت اخلاق ابوطالب ، كه او را عليرغم فقر و بىچيزى آماده ساخت كه بزرگ قوم گردد و رأى و نظر او ، بر آراء ثروتمندان و خودخواهان برترى يابد . * * * اين اخلاق نيكو و پسنديده كه خانه عبدالمطلب بدان امتياز مىيافت ، همچنان برقرار ماند و در درون محمد رسوخ كرد و در كردار او جلوه نمود . به‌طورى كه گويى وقتى خداوند پيامبر خود را از فرزندان عبدالمطلب برگزيد ، اين عموى بزرگوار را هم براى تربيت او انتخاب كرد . و گويا نيروى شگرف جهان هستى براى ابوطالب امكاناتى به‌وجود آورد كه او ، از راز پسر برادرش مطلبى را بداند كه ديگران ندانند . و از اين جاست كه او در يك روز قحطى و خشكسالى ، با كودك خردسال بيرون مىرود و با نرمى و ملايمت از او مىخواهد كه به خانه كعبه تكيه دهد و او خواست عموى خود را اجابت مىكند و با انگشتان خود به‌سوى آسمان كه در آن وقت نه ابرى داشت و نه نشانه‌اى از آن ، اشاره مىكند كه ناگهان سحاب رحمت و ابر باران‌زا ، به